سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

« عیدفاطمی »
92/12/21 - 10:27 ع

عید...فاطمیه...ظهور آقا...سکوت

آقا جان ! امسال هفت سین دلم به نام شماست: سین اول : به عشق دیدار شما سلام سین دوم : ستاره محبت شماست که خداوند در دلم قرار داد و سراسر وجودم را سرشار از روشنایی کرد سین سوم: ساعتی که گذر هر ثانیه اش یاد آور روزهای بی ظهور شما و نوید بخش روزهای باشما ست. سین چهارم : سجده ای است پر از دلتنگی دیدار، در آن سجده از معبودم ظهور شما را خواستارم سین پنجم:سبزه ای است که به شوق خورشید وجود شما جان گرفته است سین ششم : سبدی از رنج و غم های غیبت شماست، سبدی که گل های خشکیده اش با ظهور شما طراوتی جانانه می گیرند سین هفتم: سیب سرخی است به یادکربلا، یا رب الحسین ، به حق الحسین ، اشف صدر الحسین ،به ظهورالحجة بر سر سفره ام آیینه گذاشتم تا به باطن خودم نگاه کنم تا هر وقت پیش خدا از ندیدنتان شکوه می کنم،یادم باشد که با گناهانم شما را طرد کردم قرآن گذاشتم تا یادم نرود که خدا در آن ظهور شما را نوید داده است شمع روشن کردم تا از آن بیاموزم که منتظر در نبودن امامش مثل شمع می سوزد هفت سینم را بر سر سفره دل پهن کردم و بر لب دعای " یا مقلب القلوب و الابصار،یا مدبر اللیل و النهار ، یا محول الحول و الاحوال ، حول حالنا الی احسن الحال " را زمزمه کردم تا خدا احسن حال ما را برساند؛ از خدا خواستم که لای قرآنم عیدی آمدن شما را قرار دهد مولا جان... سلام عید همگی انشاالله مبارک باشه امسال سال ظهور آقامون باشه صلوات یادتون نره اللًّهُـ?__?ـمَ صَّـ?__?ـلِ عَـ?__?ـلَى مُحَمَّـ?__?ـدٍ وَ آلِ مُحَمَّـ?__?ـَد و عَجِّـ?__?ـلّ فَّرَجَهُـ?__?ـم راستی....فاطمیه نزدیک است! الســلام علیـــکِ یا فــاطمه الزهــرا (روحی فداک) چشم خشک از چشم های تر خجالت می کشد چشمه وقتی خشک شد، دیگر خجالت می کشد سوختن در شعله ی دل، کمتر از پرواز نیست هر که این جا نیست خاکستر، خجالت می کشد بستن در بهر شرمنده شدن بی فایده ست این گدا وقت کرم بهتر خجالت می کشد لطف این خانه زیاد و خواهش ما نیز کم دست های سائل از این در خجالت می کشد طفل بازیگوش را شرمی نباشد از کسی بیشتر با دیدن مادر خجالت می کشد تا عروج فاطمه س جبریل را هم راه نیست در مسیر عرش، بال و پر، خجالت می کشد حتم دارم که قیامت هم از او شرمنده است با ورود فاطمه س ، محشر خجالت می کشد نامه ی اعمال نوکرها به دست فاطمه ست آن قدر می بخشد و.... نوکر خجالت می کشد آن چه مادر می کشد، دردش به دختر می رسد گر بیفتد مادری، دختر خجالت می کشد دست این از دست آن و... دست آن از دست این.... آه....دارد همسر از همسر خجالت می کشد هر کجا حرف "در" و "دیوار" و... از این چیزهاست چشم خشک از چشم های تر خجالت می کشد "استاد علی اکبر لطیفیان" دل نوشت: ای ماه تمامِ از همه بهتر من ای مهر مدام، سایه­ ی بر سر من من سیدم و مادر سادات تویی آه ای همه افتخار من مادر من

منبع:http://mahfel-ba-shohada.blogfa.com




  •        کلمات کلیدی :
  •         نوشته شده توسط :سربازان وطن ... نظر ...